محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

405

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

برادرش ، هارون را ياور و همكار او سازد و خدا نيز پذيرفت و چنين كرد ، چنان كه در اين آيه‌ها مىخوانيم : « و از خانواده‌ام برايم دستيارى بگمار . هارون ، برادرم را و با او پشتم را نيرو بخش و او را در كارم با من انباز كن . . . » و خداوند دعايش را چنين پاسخ داد : « اى موسى به خواسته‌ات رسيدى » ؛ « 1 » و « برادرم هارون از من گشاده‌زبان‌تر است پس او را همراه من فرست تا ياور من باشد و . . . فرمود به زودى با همراه ساختن برادرت تو را توانا و زبردست مىسازيم » . « 2 » و بر پايهء همين آيه‌هاست كه برخى از پيشينيان گفته‌اند : در دنيا شفاعت هيچ كس دربارهء ديگرى به اندازهء شفاعت موسى دربارهء هارون كارساز نيفتاد ، چرا كه از پى شفاعت و درخواست او بود كه هارون به پيامبرى و همكارى موسى برگزيده شد ، چنان كه خداوند فرمود : « و ما از روى رحمت و بنده‌نوازى برادرش ، هارون را به پيامبرى برگزيديم و به دو بخشيديم » . « 3 » همچنين از عايشه روايت شده است كه در گذر از كنار جمعى ، از مردى شنيد كه مىپرسيد : در جهان كدامين برادر است كه بيشترين لطف و مهر را به برادر خود داشته و سود بسيار به او رسانده است ؛ و چون پاسخى نيافت ، خود چنين ادامه داد : او موسى ( ع ) است كه از پروردگار براى برادرش [ هارون ] درخواست نبوت كرد . و عايشه گفتهء او را تصديق نمود . پيامبر بزرگوار ما ( ص ) نيز در سخنانى موسى را ستوده است و پايگاه والاى او را باز نموده است ، براى نمونه در حديث‌هايى آمده است كه مردى مسلمان با مردى يهودى دربارهء پيامبران خود بگومگو مىكردند ، مسلمان محمد را برتر مىدانست و يهودى موسى را ، مسلمان به خشم آمد و يهودى را سيلى زد ، يهودى شكوه نزد پيامبر برد و پيامبر مرد مسلمان را خواست و بازخواست كرد و فرمود : مرا بر موسى برمگزينيد ، چرا كه چون مردم در قيامت مدهوش مىگردند من نخستين كسى هستم كه به هوش مىآيد ، و چون به هوش مىآيم برادرم موسى را مىبينم كه گوشه‌اى از ستون‌هاى عرش را در دست گرفته است . و من نمىدانم كه آيا او نيز

--> ( 1 ) . « وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي * هارُونَ أَخِي * اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي * وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي * كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً * وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً * إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً * قالَ قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى » ( سورهء طه ، آيات 30 - 36 ) . ( 2 ) . « وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِي رِدْءاً يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ * قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ ( سورهء قصص ، آيات ، 34 - 35 ) . ( 3 ) . « وَ وَهَبْنا لَهُ مِنْ رَحْمَتِنا أَخاهُ هارُونَ نَبِيًّا » ( سورهء مريم ، آيهء ، 52 ) .